مراقبت یک ساگی
گل مامان دو هفته پیش چهارشنبه هشت آذر بردمت بهداشت برای مراقبت یکسالگی و واکسن.گفت چرا دیروز نیاوردیش.فقط سه شنبه ها واکسن میزنیم.هیچی دیگه،فقط قد و وزن انجام دادیم.شدی نه کیلو و هشتصد و پنجاه گرم.تو این سه ماه نیم کیلو اضافه کردی.وزنت کمی زیر خط نرمال بود.ولی ماشالا قدت عالی بود.شدی هشتاد و یک سانت.دور سرتم چهل و شیش و نیم.دور سر و قدت بالای خط بود.گفتن باید کمتر شیر بخوری و بیشتر غذا بخوری.یه آزمایش کشت ادرارم داشتی.که آزمایشگاه گفت عفونت ادراری داری!
آرش جونم سرما خورده باز.از مهر ماه شما یا نوبتی یا باهم سرما میخورین.آرش خیلی سرفه میزد.شما هم ازش گرفتی.فکر کنم یکشنبه بود بردیمتون دکتر.کمی سرفه میزدی فقط.گفتم تا بیشتر نشده جلوشو بگیرم.عفونت گوش و گلو نداشتی.آزمایشتم گفت اشکال نمونه گیریه.عفونت کجا بود.تکرارم لازم نداره.گفتش فعلا واکسنتم نزنیم تا خوب بشی.از فرداش سرفه هات بدتر شد.آرش داروها براش خوب بود.ولی شما بدتر میشدی.به حدی سرفه میزدی که چشمات قرمز میشد.یکی دو بارم کمی بالا آوردی.آخر هفتشم رفتیم ایلام خونه خالم.همه باهم رفتیم.از سه شنبه تا جمعه موندیم.منم از شما گرفتم.گلوم اذیت بود.خودم دارو میخوردم.از شنبه بدتر شدم.رفتم دکتر گفت سرما خوردگی سادس و یه سری دارو داد.از شنبه غروب دیگه خونه مامان اینا موندیم.چون خونه خودمون نمیتونستم استراحت کنم.حال کار کردن و حرف زدن نداشتم.از روز بعدش کمی بهتر شدم.تو یک ماه گذشته چند بار زلزله اومد.زلزله یک ماه پیش خیلی وحشتناک بود و طولانی
چهل ثانیه طول کشید.خیلی ترک به دیوارامون افتاد و از گچ سقف ریخت.تا چند روز خونه نرفتیم.دوشنبه بیستم خواستیم برگردیم خونه،که عصر باز یه زلزله کوچیک اومد.بازم موندیم.صبحش که سه شنبه بود بردمت بهداشت.انگار کمی از مریضیت مونده بود.ظهر رفتیم.هم واکسن تموم کرده بودن هم گفت بذار کامل خوب بشه.دیگه افتاد هفته بعد واکسنت.دیشبم برگشتیم خونه.تو یک ماه گذشته سه بار به خاطر زلزله چند روز از خونه بیرون موندیم.
حافظم خیلی خراب شده.چیزی یادم نمیمونه.وقتی میام از کارات بگم هیچی یادم نمیاد.
مثلا میخوام خاطراتتو ثبت کنم ولی بیشترش یادم نیست.هعی.
خیلی دوست دارم دختر ناز و با نمکم.
آرش جونم سرما خورده باز.از مهر ماه شما یا نوبتی یا باهم سرما میخورین.آرش خیلی سرفه میزد.شما هم ازش گرفتی.فکر کنم یکشنبه بود بردیمتون دکتر.کمی سرفه میزدی فقط.گفتم تا بیشتر نشده جلوشو بگیرم.عفونت گوش و گلو نداشتی.آزمایشتم گفت اشکال نمونه گیریه.عفونت کجا بود.تکرارم لازم نداره.گفتش فعلا واکسنتم نزنیم تا خوب بشی.از فرداش سرفه هات بدتر شد.آرش داروها براش خوب بود.ولی شما بدتر میشدی.به حدی سرفه میزدی که چشمات قرمز میشد.یکی دو بارم کمی بالا آوردی.آخر هفتشم رفتیم ایلام خونه خالم.همه باهم رفتیم.از سه شنبه تا جمعه موندیم.منم از شما گرفتم.گلوم اذیت بود.خودم دارو میخوردم.از شنبه بدتر شدم.رفتم دکتر گفت سرما خوردگی سادس و یه سری دارو داد.از شنبه غروب دیگه خونه مامان اینا موندیم.چون خونه خودمون نمیتونستم استراحت کنم.حال کار کردن و حرف زدن نداشتم.از روز بعدش کمی بهتر شدم.تو یک ماه گذشته چند بار زلزله اومد.زلزله یک ماه پیش خیلی وحشتناک بود و طولانی
چهل ثانیه طول کشید.خیلی ترک به دیوارامون افتاد و از گچ سقف ریخت.تا چند روز خونه نرفتیم.دوشنبه بیستم خواستیم برگردیم خونه،که عصر باز یه زلزله کوچیک اومد.بازم موندیم.صبحش که سه شنبه بود بردمت بهداشت.انگار کمی از مریضیت مونده بود.ظهر رفتیم.هم واکسن تموم کرده بودن هم گفت بذار کامل خوب بشه.دیگه افتاد هفته بعد واکسنت.دیشبم برگشتیم خونه.تو یک ماه گذشته سه بار به خاطر زلزله چند روز از خونه بیرون موندیم.
حافظم خیلی خراب شده.چیزی یادم نمیمونه.وقتی میام از کارات بگم هیچی یادم نمیاد.
خیلی دوست دارم دختر ناز و با نمکم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



مراقبت یک ساگی
